نبض عمومی عالم تکوین و تشریع در جهت جلب منفعت و دفع مفسده میزند اما گاهی به دلیل وجود تزاحم در عالم در موارد زیادی پیش میآید که انسان در میان دو مفسده و یا بیشتر قرار میگیرد که لابد از ارتکاب یک و یا چند تا از این مفاسد است، عقل انسان بدون معطلی مشغول محاسبه بین بیشترین و کمترین مفسده میگردد و در صورت تشخیص در ارتکاب فاسد برای دفع افسد درنک نمیکند، حتی در مورد حیوانات این موضوع کاملاً مشهود است، از این که عالم تشریع در اصل وجودی و بسیاری از اصول جدای از عالم تکوین نیست با بررسی دادههای قرآنی، روایی و آرای فقها بیانگر اشتراک در اصل دفع افسد به فاسد میباشد، گرچه برخی از محققین دفع افسد به فاسد را به عنوان یک قاعده فقهی بیان نمودند ولی آنچه که از تبیین و تحلیل آیات و رایات بدست میآید نه تنها که این یک قاعده، بلکه فراتر از آن و یک جهت دهنده و تعیین کننده مسیر حرکت به سوی هدف است که نه استثناء میپذیرد و نه در معارضات مغلوب میشود، قابل توجیه هم نیست که شارع حکیم گاهی برای فرار از فاسد حکم به وجوب و یا جواز ارتکاب افسد را بدهد. قانون گذاران اسلامی هم با الهام از شارع حکیم دفع افسد به فاسد را تصویب نمودند.