نقش وراثت و ژنتیک در ارتکاب جرم، از اواسط قرن نوزدهم، توسط سزار لمبروزو پزشک ایتالیایی آغاز گردید و بعد از آن به واسطه شاگردش آنریکوفری و دانشمندان دیگر مورد تحقیقات وسیعی قرار گرفت و تا کنون در مجامع عملی مورد بحث است. این تحقیق که در صدد تبیین نقش وراثت در ارتکاب جرم از منظر دانشمندان جرم شناسی و آموزههای اسلامی است، از جمله دو دیدگاه عمده در این مسئله را مورد مطالعه قرار داده است به این معنی که چه به لحاظ جرمشناسی و چه به لحاظ آموزههای اسلامی دو نگاهی متفاوتی نسبت به این مسئله وجود دارد، برخی با توجه به تحقیقات تجربی و میدانی بر روی بعضی مجرمان، و در حوزه دینی با تکیه بر آیات و روایت، با نگاه جزم اندیشی، سرسختانه از تأثیر وراثت و ژنتیک در ارتکاب جرم، دفاع نموده و آن را یک امر مسلم و پذیرفته شده علمی دانستهاند. عدهای هم با چنین نگرشی مخالفت ورزیده و نقش وراثت را در کنار عوامل روانی، محیطی، اجتماعی و تربیتی، تنها به عنوان مقتضی و زمینه ساز ارتکاب جرم پذیرفتهاند. بررسی ادله و استدلال دیدگاهها، فرضیهای جبرگرایی وراثتی را محکوم به بطلان و فرضیه تاثیر وراثت و ژنتیک را به عنوان یکی از عوامل بزهکاری، در کنار سایر عوامل فردی، اجتماعی و محیطی بر بزهکاری موثر و با مبانی دینی و آموزهای اسلامی سازگارتر میداند.