فقه و حقوق قضایی، فقه تخصصی، جامعه المصطفی العالمیه.
چکیده
قضاوت زن یک از موضوعات بنیادین و چالشبرانگیز در حقوق زنان میباشد. با نظر اجمالی به آرای فقهای سلف امامیه و اهل سنت به این نتیجه میرسیم که رای غالب و شایع عدم نفوذ قضاوت زن میباشد و در استدلال به این رای به آیات، روایات و اصل عدم ولایت استناد شده است. البته در مقابل رای به جواز قضاوت (به طور مطلق یا به تفصیل) توسط زنان مطرح است که به طور عمده در بین اهل سنت از جمله مذهب حنفیه و برخی معاصرین فقهای امامیه بدان بر میخوریم. در نتیجه براساس سبک اجتهادی رایج و رویکرد فردنگر به اهداف و احکام متعدد فقه قضایی؛ نمیتوان به پاسخ مشخص دست یافت. این در حالیست که اگر احکام متعدد قضایی به صورت مجموعی و منسجم مورد مطالعه قرار گیرند، خواهیم دانست که در یک مدار و به سمت اهداف مشخص در حرکتند و از قواعد اساسی اسلام که زیر بناهای نظام قضایی اسلام را تشکیل میدهند پرده بر میدارند. این نوشتار که با رویکرد کلنگر به اهداف نظام قضایی اسلام صورت گرفته است، نشان میدهد «حکم بما انزل الله» و حکم به عدل اساس و زیربنای نظام قضایی اسلام را تشکیل میدهد و احکام متعدد فقه قضایی از جمله قضاوت زن با توجه به این مبنا قابل تفسیر است. لذا حکم به جواز قضاوت زن با رویکرد اجتهادی کلنگر به احکام قضایی، هماهنگ و در راستای اهداف و زیربنای مکتب قضایی اسلام قرار دارد و نزدیک ترین دیدگاه به واقعیت است.